چرا نصف کردن اختلاف همیشه بهترین توافق نیست؟
وقتی دو طرف بر سر عدد، قیمت یا شرایط یک قرارداد اختلاف دارند، رسیدن به نقطه وسط معمولاً منصفانه به نظر میرسد.
اما آیا نصف کردن اختلاف همیشه تصمیم خوبی است؟
اگر نقطه شروع مذاکره، شرایط دو طرف یا ارزش واقعی موضوع متفاوت باشد، نقطه میانی الزاماً بهترین توافق نیست.
در این جلسه بررسی میکنیم که چرا نحوه ارائه یک پیشنهاد و تصویری که طرف مقابل از شرایط مذاکره دارد میتواند روی تصمیم او اثر بگذارد.
در این جلسه چه یاد میگیریم؟
در این جلسه بررسی میکنیم:
- چرا نقطه وسط همیشه به معنی توافق منصفانه نیست؟
- نحوه ارائه اطلاعات چگونه برداشت طرف مقابل را تغییر میدهد؟
- احساس سود و زیان چه نقشی در تصمیمگیری دارد؟
- چرا دو پیشنهاد مشابه ممکن است واکنشهای کاملاً متفاوتی ایجاد کنند؟
- قبل از پذیرفتن یک مصالحه باید چه چیزهایی را بررسی کنیم؟
هدف این جلسه این نیست که همیشه با مصالحه مخالفت کنیم؛ هدف این است که قبل از قبول یک نقطه میانی بدانیم دقیقاً بر چه اساسی به آن رسیدهایم.
چرا این موضوع مهم است؟
در مذاکره، عددها در خلأ معنا ندارند.
زمینهای که قبل از مطرح شدن پیشنهاد شکل گرفته، انتظارات طرفین و برداشت آنها از سود یا زیان میتواند روی ارزیابی یک پیشنهاد اثر بگذارد.
اگر این موضوع را نادیده بگیریم، ممکن است توافقی را فقط به دلیل ظاهر «منصفانه» آن بپذیریم.
تمرین جلسه
یک مذاکره گذشته را پیدا کنید که در آن اختلاف دو طرف با رسیدن به یک نقطه میانی حل شده است.
بعد از مشاهده ویدئو بررسی کنید آیا آن نقطه واقعاً بهترین گزینه بوده یا فقط سادهترین راه برای پایان دادن به اختلاف بوده است.
معیار پایان تمرین
بعد از این جلسه باید بتوانید قبل از پیشنهاد یا قبول نقطه میانی، شرایط مذاکره را بررسی کنید و توضیح دهید چرا «نصف کردن اختلاف» الزاماً بهترین توافق نیست.
فایلهای جلسه
فایلهای جلسه برای شرکتکنندگان دارای دسترسی فعال دوره در دسترس هستند.
ورود به حسابپرسشها و دیدگاهها
برای ارسال دیدگاه باید به این دوره دسترسی فعال داشته باشید.
ورود برای ارسال دیدگاه
هنوز دیدگاه تأییدشدهای برای این جلسه ثبت نشده است.